السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

14

گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)

. . . كه به همراه سيد الشّهداء ( ع ) در كربلاء به شهادت رسيدند ، از بنى هاشم بودند و نه كسانى كه براى آن حضرت نامه نوشتند و از ايشان درخواست نمودند كه به كوفه برود « كه در كوفه لشكريانى حاضر به يراق آماده نصرت شمايند و درختان ثمر داده‌اند » « 1 » از هاشميان به شمار مىآمدند بلكه مواليان امام حسين ( ع ) بودند كه اعتقاد آنان به امام حسين ( ع ) آنان را وادار نمود تا از ايشان كمك بخواهند و براى بيعت ، ايشان را به كوفه دعوت نمايند . پس نقطهء شروع قضيه و انگيزه‌هاى آن ، كاملًا اعتقادى است و نه عشيره‌اى و قبيله‌اى . بنابراين اين تفسير هم به لحاظ اعتقادى نادرست و غير قابل پذيرش است و هم با مراجعه به تاريخ و ملاحظهء افرادى كه در آن نقش آفرينى نموده‌اند ، بطلان آن آشكار مىگردد . از سوى ديگر تصريحات خود حضرت سيد الشّهداء ( ع ) نيز با اين تفسير ناسازگار است . چرا كه ايشان هدف خود از خروج را طلب اصلاح در امت جدش رسول الله ( ص ) مىداند « 2 » و نه اين كه عشيرهء من چنين است و عشيره بنى اميه چنانند ؛ ايشان با صراحت و وضوح بيان مىدارد كه هدف من الهى و دينى است و نه قبيله‌اى و مانند آن .

--> ( 1 ) - اللهوف فى تتلى الطفوف ، لابن طاوس : 24 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 330 : 44 .